Press Release: Our Caspian Sea

05 August 2019

After four decades in power, the Islamic Republic is at a crossroads.

Demonstrations have become a reality of daily life. Iranians routinely voice their furious dissatisfaction over the economy, inflation, high unemployment, corruption, currency devaluation, empty promises, lies and deceit. The Islamic Republic has depicted their incompetence when it comes to management.

In the past four decades, the Islamic regime has managed to ruin Iran’s relationship with the free world by choosing to build close relations with Hamas, Hezbollah, and the Assad regime.

Recent estimates suggest oil exports have dipped well below 500,000 bpd and steep discounts are almost necessary to find buyers. At this juncture, the regime has nowhere to go: it needs funds to keep the government running, but with falling oil and gas revenues, Iran’s economy has quickly deteriorated. As a result, the regime has resorted to desperate acts to rally some international support. A notable example: last summer’s Convention on the Legal Status of the Caspian Sea in Kazakhstan. This convention is vague about the littoral states’ specific rights to the sea. Most importantly, Iran forfeits much of its previous share to the sea’s resources. This forfeiture comes as the Islamic Republic desperately needs diplomatic support from Russia during this current period of international isolation.

Given Iran’s extensive experience with Russian deceitful behavior, Iranians are rightfully distressed over the convention’s vague components.

In 1921, Iran signed a treaty with the Soviet Union, which granted each nation equal rights to the Caspian Sea for the purpose of resource use and shipping. At the time, neither country was aware of seabed resources, which are estimated at some 48 billion barrels of oil and 292 trillion cubic feet of natural gas.

Under the recent convention, Iran would now share its rights to the sea with all of the other littoral states, significantly decreasing its interests. Iranians wisely ask why their share of the sea should be shared with the independent ex-Soviet states. And it does not stop there. Iran will get the smallest share of the sea and the part that includes insignificant or scant resources, according to experts.

This agreement is expected to ease regional tensions, and could accelerate the development of lucrative gas and oil projects, but all at Iran’s expense. Of course, Russia is the clear winner of the convention as it both restricts foreign navies from entering the sea and obtains the right to position naval assets in the sea as it wishes. Russia also gains 10% of Kazakhstan’s share and 5% of Azerbaijan’s share of seabed resources. This convention was drafted by the Russians. Furthermore, since the convention does not define the Caspian Sea as a sea or a lake, it is not governed by UNCLOS or any other relevant international agreement.

This despicable agreement exemplifies why Iranians have lost faith and respect for their rulers and demand systemic change. We strongly condemn any ratification of this convention by the Islamic parliament, as it would be a national tragedy.

Dr. Saeed Ganji

National Union For Democracy in Iran

President & Chairman


سعید گنجی – جمهوری اسلامی پس از چهار دهه استقرار، امروز بر سر دوراهی است! اعتراضات به حکومت، بخشی از زندگی روزمره ایرانیان شده است. ایرانیان پیوسته نارضایتی خشمگین خود را از اقتصاد ناکارآمد، تورم، بیکاری زیاد، فساد، کاهش ارزش ارز، وعده‌های توخالی حکومت، دروغ و فریب ابراز می‌کنند. جمهوری اسلامی سوء مدیریت خود را به تصویر کشیده است. در چهار دهه گذشته، رژیم اسلامی ارتباط ایران با جهان آزاد را با انتخاب روابط نزدیک با حماس، حزب‌الله و رژیم اسد نابود کرده است.

برآوردهای اخیر نشان می‌دهد که صادرات نفت به زیر پانصدهزار بشکه در روز کاهش یافته و برای پیدا کردن خریداران جدید اعمال تخفیف‌های بالا ضروری است. رژیم در این مقطع جایگاهی ندارد؛ برای ادامه کار، دولت نیازمند بودجه است اما با کاهش درآمدهای نفتی و گازی، اقتصاد ایران به سرعت رو به زوال است.

در نتیجه، جمهوری اسلامی از روی ناچاری به حمایت‌های بین‌المللی متوسل شده است؛ یک نمونه قابل توجه آن کنوانسیون تابستان گذشته در مورد وضعیت قانونی دریای خزر در قزاقستان است. این کنوانسیون درباره حقوق خاص کشورهای حاشیه دریای خزر نامعلوم و مبهم است. از همه مهمتر، ایران بخش اعظم سهم قبلی خود را از منابع دریایی از دست می‌دهد. جمهوری اسلامی در دوران انزوای بین المللی خود که به حمایت دیپلماتیک روسیه نیازمند است، این زیان را به گردن می‌گیرد.

با توجه به تجربیات بی‌شمار ایران از رفتارهای فریبکارانه روسیه، ایرانیان به درستی از مفاد مبهم این کنوانسیون نگران هستند. در سال ۱۹۲۱، ایران با اتحاد جماهیر شوروی معاهده‌ای امضا کرد که این پیمان به هر دو کشور حقوقی مساوی از دریای خزر را برای‌ استفاده از حق ماهیگیری و حمل‌ و نقل می‌داد. در آن زمان، هیچکدام از دو کشور طرف قرارداد از منابع دریایی خزر آگاه نبودند؛ منابعی که حدود ۴۸ میلیارد بشکه نفت و ۲۹۲ تریلیون مترمکعب گاز طبیعی برآورد می‌شود.

براساس کنوانسیون اخیر، اکنون ایران حق خود از دریای خزر را با سایر کشورهای حاشیه خزر به اشتراک خواهد گذاشت و منافع حقوقی‌اش بطور قابل ملاحظه‌ای از دست خواهد رفت. پرسش ایرانیان منطقی است: «چرا سهم آنها از دریا باید با کشورهای مستقل سابق اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شود؟!» و ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. به گفته کارشناسان، ایران کمترین سهم دریا و بخشی را که شامل منابع ناچیز یا دست‌نیافتنی است، صاحب می‌شود. انتظار می‌رود این توافق تنش‌های منطقه‌ای را کاهش داده و توسعه پروژه‌های سودآور گازی و نفتی را تسریع کند، اما این ایران است که باید بار همه این هزینه‌ها را بر دوش کشد. مسلماً برنده واضح این کنوانسیون روسیه است زیرا هم نیروی دریایی خارجی را از ورود به دریا محدود می‌کند و هم حق منابع دریایی را بر اساس خواسته‌اش به‌ دست می‌آورد. روسیه همچنین ۱۰٪ از سهم قزاقستان و ۵٪ سهم آذربایجان را از منابع دریایی صاحب می‌شود؛ پیش‌نویس این کنوانسیون توسط روس‌ها تهیه شده است! از سوی دیگر مادامی ‌که این کنوانسیون تعریف مشخصی از خزر به عنوان دریا یا دریاچه ارائه ندهد، تابع «کنوانسیون ملل متحد درباره حقوق دریاها» یا هرگونه توافقنامه بین‌المللی مشابه نخواهد شد.

این توافقنامه ننگین نشان می‌دهد که چرا ایرانیان اعتماد و احترام به حاکمان خود را از دست داده‌اند و خواستار تغییر سیستم هستند. ما هرگونه تصویب این کنوانسیون توسط «مجلس شورای اسلامی» را به شدت محکوم می‌کنیم زیرا این یک فاجعه ملی خواهد بود.

*دکتر سعید گنجی رئیس هیئت مدیره اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران (نوفدی)

Link to the Full Article